عشق حقیقی

پایگاه اطلاع رسانی هیئت بیت الرضا علیه السلام

دانلود مداحی و سخنرانی های جلسات هفتگی هیئت بیت الرضا علیه السلام

 دوستان عزیز دانلود در 4sharedبسیار آسونه. برای دانلود روی لینک ها کلیک کرده و در پنجره بعدی بر

روی گزینه ی آبی رنگ Download now کلیک کنید. پنجره ای جدید برای شما باز می شود.

 در این پنجره صبر کنید شمارش معکوس ثانیه تمام شود. وقتی شمارش معکوس تمام شد بر روی گزینه ی

  Download file now کلیک کنید و فایل صوتی را دریافت نمایید. التماس دعا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

*** بیا دردت بجانم بیا روح و روانم *** ( میثم کرمانی )

*** باپیشونی بند یازهرا شهدا می رفتن *** ( حاج یاسین کولیوند)

*** توکربلا داری عرش خدا داری *** ( حاج یاسین کولیوند)

*** من چه شبایی رو با اشک به صبح رسوندم ( میثم کرمانی)

*** روضه حضرت عباس علیه السلام (سید مصطفی مظلوم)

*** شور حسینی و وداع با ماه صفر *** ( محسن قلی پور)

*** روضه حضرت رقیه سلام الله علیها *** (حاج یاسین کولیوند)

*** سخنرانی 1 بهمن 1389 *** (استاد شهیدی)

*** شور حسینی و روضه حضرت رقیه س *** (امیر علی جندقی و محسن قلی پور)

*** روضه حضرت اباعبدالله الحسین ع *** (سید مصطفی مظلوم)

*** یاامام حسین بخدا آقا دوستت دارم *** (میثم کرمانی)

*** نه صوفی ام نه سنی نه وهابی نه بابی ... *** (میثم کرمانی)

*** ای ز شطرنج حقیقت گشته مات *** ( حاج علی جندقی جعفری)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 14:52  توسط خادمین الرضا ع  | 

دانلود مداحی و سخنرانی های جلسات هفتگی هیئت بیت الرضا علیه السلام

*** روضه و مناجات با شهدا *** (امیر علی جندقی جعفری)

*** قسم به وادی عشق به کربلای حسین ع *** (میثم کرمانی)

*** امیر بی قرینه کی میایی سحر خیز مدینه کی میایی *** (میثم کرمانی)

*** روایت مادر یکی از شهدای هشت سال دفاع مقدس *** (میثم کرمانی)

*** دردو دل با ارباب عالمین*** (امیر علی جندقی جعفری)

*** سخنرانی جناب آقای شهیدی در عید غدیر *** (استاد شهیدی)

*** سخنرانی جانباز شیمیایی در یادواره شهدای بیت الرضا  *** (استاد شهیدی)

*** دعا و مناجات با شهدا *** ( امیر علی جندقی جعفری) 

***این پرچم حسینه بالاست تا قیامت ***  (میثم کرمانی) 

***روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها ***  (میثم کرمانی)

***ای صفای ضمیرم چرا نمی آیی  ***   (میثم کرمانی) 

***ذکر اباعبدالله علیه السلام ***    (میثم کرمانی)

***بیرق بپا کنید شد ماه شور و شین***   (میثم کرمانی)

***دوباره توی این دلم غصه  دارم *** (میثم کرمانی)

***کربلا ای بهشت عشق تو سرنوشت  من *** (میثم کرمانی)

***امان ز بی دستی امان ز بی آبی ***   (میثم کرمانی)

***نوای نام زیبای اباعبدلله الحسین ***   (میثم کرمانی)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 0:8  توسط خادمین الرضا ع  | 

العجل بقیه الله

نمي دانم چرا آسمان بخيل شده است،نمي بارد،

زمين سنگدلي مي كند ، نمي روياند،

ماه و خورشيد چشم ديدن همديگر را ندارند،

خيابان ها پر از غولهاي آهني شده اند،

كوچه ها امن نيستند،

مردم جمعه خودشان را به چند خنده تلخ مي فروشند،

هيچ حادثه اي ذائقه ها را تغيير نمي دهد،

مثل اينكه همه چوب و سنگ شده ايم ،

اذان رنگ پريده به خانه ها مي آيد،

نماز زمين گير شده است،

ازهمه تلخ تر اينكه ،عصرهاي جمعه ، دلم نمي گيرد...

نمي دانم وقتي اين نامه را مي خواني كجا ايستاده اي هر جا كه هستي ،

زودتر بيا آقا...

آقا تو را به جان مادرت زهرا قسمت میدهم بیا

بیا که قلبم از غم فراغ تیر می کشد

مگر تو همان عشق حقیقی نیستی؟

مگر آرزوی هر عاشقی دیدن معشوقش نیست؟

پس چرا از دیدن جمال باصفایت محرومم؟

دوستت دارم

آقا...آنقدر سخت است انتظار لحظه ی بوسیدنت 

می ترسم می ترسم

تمام وجودم را حسی عجیب توام با ترسی رنج آور فرا گرفته

می ترسم بیایی و من زیر انبوهی از خاک مدفون باشم

مولا ... می بینی چه زود فراموشت کردیم

می بینی به دوستدارانت می خندد

می بینی انگشت نمایمان کرده اند

مگر چه کرده ایم؟

آیا جرممان این است که فقط تو را دوست داریم؟

عزیزانِ دلمان با سربند یا مهدی (عج) جنگیدند

جنگیدند که یاد شما همیشه زنده باشد

اما با چشم خود می بینم که به شهدا خیانت می شود

همه باهم سر جنگ دارند

چپی با راستی

راستی با چپی

چه مرگتان است؟

از فرزندان داغ کشیده ی شهدا،

از مولای غریبمان مهدی(عج)خجالت بکشید

یا صاحب الزمان (عج)

مگر الگو قرار دادن عمه ی عزیزتان(س) چه ایرادی دارد؟

چرا دختران از چادر به سر کردن ننگ دارند؟

یابن الزهرا (عج)

خیلی حرفها دارم

به خدا خسته ام

زبانم قاصر است

مولای عزیزم فقط یک کلام می گویم

بیا...

*************************************************

*************************************************

به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه

به امید قدمت کون و مکان چشم به راه

به تماشای تو ای نور دل هستی، هست

آسمان کهکشان کهکشان چشم به راه

رخ زیبای تو را یاسمن آیینه به دست

قد رعنای تو را سرو جوان چشم به راه

در شبستان شهود اشک فشان دوخته اند

همه شب تا به سحر خلوتیان چشم به راه

دیدمش فرشی از ابریشم خون می گسترد

در سرا پرده ی چشمان خود آن چشم به راه

نازنینا نفسی اسب تجلی زین کن

که زمین گوش به زنگ است و زمان چشم به راه

آفتابا دمی از ابر برون آ؛ که بود

بی تو منظومه ی امکان نگران ، چشم به راه

شاعر : خانم ز رحیمی

 *************************************************

*************************************************

بهانه ی اشکهای من برای انتظار تو است. تا روزی بیایی و من با چشمان خیس و
اشکبارم تو را ببینم. محبوب من در انتظار تو میمانم و چشمانم را به دیدار جمال
نورانیت روشن نگه میدارم.
مولای من به دیدارت شادم گردان . بیا و با نور الهی قلبهایمان را روشنایی ببخش.
وقتی بیایی آسمان هم غوغا میکند و اشک میبارد. آقا جان آسمان هم بهانه ی دیدن
تو را دارد. به انتظار ظهورت مینشینم و ذکر ادرکنی یا صاحب الزمان (عج) را بر زبان جاری
میکنم. خدایا ما را از منتظران واقعی بدار.

نویسنده: ن اکبری

*************************************************

*************************************************


دلم قرار نمى گيرد از فغان بى تو

 سپند وار زكف داده ام عنان بى تو

ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ

زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو

چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى

پر است سينه ام از اندوه گران بى تو

نسيم صبح نمى آورد ترانه ی سرور

 شوق بهار ندارند بلبلان بى تو

لب از حكايت شب هاى تار مى بندم

اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو

چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان

نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو

ز بى دلى و خموشى چو نقش تصويرم

 نمى گشايدم از بى خودى زبان بى تو

عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم

چو يادم آيد از آن شكرين دهان بى تو

گزاره غم دل را مگر كنم چو امين

جدا ز خلق به محراب جمكران بى تو

شاعر : ز رحیمی

***********************************************

***********************************************

 روزی ما دوباره کبوترهایمان را پرواز می دهیم
ومهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که تو بیایی
دیگر مردم در خانه هایشان را نمی بندند
قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است
روزی که تو بیایی...

نویسنده : ز رحیمی

*************************************************

*************************************************

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 21:39  توسط خادمین الرضا ع  | 

زیباترین های دنیا

زیباترین شروع:بسم الله                زیباترین دین:اسلام

زیباترین خانه:کعبه                       زیباترین استاد:امام صادق(ع)

زیباترین عمو:حضرت ابوالفضل(ع)     زیباترین غنچه:حضرت علی اصغر(ع)

زیباترین سرانجام:شهادت               زیباترین لباس:احرام

زیباترین ندا:فطرت                         زیباترین دوست:کتاب

زیباترین روز:جمعه                         زیباترین بیابان:عرفات

زیباترین میعاد:معاد                        زیباترین کلام:لااله الاالله

زیباترین آواز:اذان                            زیباترین شهید:امام حسین(ع)

زیباترین بنا:حضرت ابراهیم               زیباترین پرچم دار:حضرت عباس

زیباترین پیرمرد:حبیب ابن مظاهر        زیباترین آواره:سلمان

زیباترین شب:قدر                           زیباترین خاک:تربت

زیباترین رحمت:باران                       زیباترین کلمه:محبت

زیباترین لحظه:پیروزی                      زیباترین سوره:حمد

زیباترین سلسله:انبیاء                     زیباترین بانگ:تکبیر

زیباترین پارسا:حضرت علی(ع)           زیباترین زندانی:امام موسی بن جعفر

زیباترین صابر:حضرت ایوب                  زیباترین مهاجر:هاجر

زیباترین عمل:عبادت                         زیباترین چشمه:زمزم

زیباترین نیکییکی به پدرومادر          زیباترین عهد:وفا

زیباترین ناله:نیایش                           زیباترین جنگ:جنگ با نفس

زیباترین انسان:پیامبر (ص)                 زیباترین ستون:دین

زیباترین مادر:حضرت فاطمه(س)           زیباترین منتقم:حضرت مهدی(عج)

زیباترین سخن گو:حضرت زینب             زیباترین قربانی:حضرت اسماعیل

زیباترین کوشش:فی سبیل الله            زیباترین سنگ:حجرالاسود

زیباترین آغوش:آغوش مادر                   زیباترین سرمایه:زمان

زیباترین زمین:کربلا                            زیباترین ابزار:قلم

زیباترین شعار:صلوات برمحمد وآل محمد(ص)

منبع : سرچشمه عرفان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 18:29  توسط خادمین الرضا ع  | 

امیر بی قرینه کی میایی... ؟

خداوند ...
امروز جمعه ...
دلم می گیرد و به یاد آقایم دلتنگ تر از همیشه ام !
من نیز همچون تمام منتظرانِ سرورم ، هرجمعه کمتر پلک می زنم تا زودتر ببینمش !
هرجمعه که کوچه پس کوچه های دل را آب و جارو می کنیم ، برای استقبال از گام
هایی که معطر به عِطر گل یاس اند ...
همه در این اندیشه ایم که : " این جمعه ... جمعه ی وصل است ؟؟؟؟"
مهدی جان !
این منم ...
رو سیاه ترینِ منتظرانت !
به ستوه آمده از این همه نخوت و کینه و بوی تعفنی که دنیا را فراگرفته است !
از کودکی آموختم وآموختیم که : دنیا مرزعه آخرت است ؛
پس ... هرچه داشتیم ، کاشتیم !
"اندک اندک" ، هرچه که بود ... !
وامروز این مزرعه با تمام اندک محصولش ، غرق آتشی از کینه و نفرتِ شیطان است!
نفرتی که منِ انسان* ، بازیگر آنم !

جانم به فدایت ...
امروز در این هوای غبار آلود ، چَشم ، چَشم را نمی بیند ، چه رسد که دل ... دل را ؟!
هر دم که فرو می بریم ، به شوق عطر حضور توست ؛ ورنه این هوا غریب است ...
و همچو بغضِ گلوی تمام دلشکستگانت ... سنگین !
مفهوم زندگانیم ...
از گذشته هیچ کودکی به دنیا نیامد مگر با ... گریه ؛
حال این گریه از کجا بود ؟ فقط خدا می داند ...
همواره اندیشیده ایم ، که شاید از فراغ تنها آغوش مهربان و بی منت بود ؛
و این بغض و گریه ، بر گلو می ماند و پنهان بود تا ... وصال !
اما امروز چه بر سر انسان آمده که قهقهه می زند ، بر آن هق هق عاشقانه ؟!
این شریف ترین مخلوق چه کرده که ، پلیدترین مخلوق او را به سخره گرفته است ؟
صدای قهقهه های شیطان آزارم می دهد ، حتی گوش خراش تر از آنروز است ...
همانروز که ... هبوط یافتم !!!!!!!!
ای پسر فاطمه ...
امروز گرچه دستمان تهی ست و سرد ، اما دل همواره لبریز گرمای عشق توست !
این روزها نجوا ، نجوای العجل است برای ظهور منجی* ...
که البته شیطان کمر همت خود را بسته تا این واژه را نیز همچون انسانیتِ انسان ها ،
به بازی گرفته و باب میل خود معنا بخشد ...
اما به خداوندگاری که در هیچ کجای دنیا نیافتم همچو او را ، که تو تنها آرامشبخش
این همه بشر هستی و تنها تو منجی بودی و می مانی !
عزیز زندگانیم ... گرچه دل ، تنگ است ، اما مجال تنگ تر ...
فقط می خواهم بگویم : " امروز همچو هرجمعه دیگر ، دستان منتظرانت دخیلند بر
آستان پر مهر خداوند ، تا مگر ... ! "
اللهم عجل لولیک الفرج ( عج )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 21:5  توسط خادمین الرضا ع  | 

بیت الرضا علیه السلام

*سلام دوستان*

جلسه پانزدهم هیئت بیت الرضا علیه السلام جمعه مورخ 1389/11/8

راس ساعت ۱۸:۳۰ در هیئت بیت الرضا علیه السلام برگزار می شود.

آدرس دقیق هیئت: تهران- میدان رسالت- خ رسالت- مجیدیه شمالی-شانزده متری دوم- کوچه شهید ابراهیمی- حسینیه شهدا  

برای کسب اطلاعات بیشتر پیرامون تاریخ جلسات گذشته به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 23:45  توسط خادمین الرضا ع  | 

شهدا شرمنده ایم ....

 شهدا شرمنده ایم...
 

نان و نمک راخوردیم ونمکدان را... 

ای شهدا ای آنانی که زبانزد ملکوتیان عالم بودید از اینکه من قدم در راه شما ننهادم وفقط دم ازنام شما زدم شرمنده ام ...     

ازشهدا تنها عکسی درخانه داریم و راه و منش وسیره شهدا رابه موزه تاریخ فرستادیم، برروی خون شهدا پانهادیم و ثمره خونشان را پایمال کردیم .. 

امروز که داشتم عکس های شلمچه . طلائیه و .. نگاه می کردم یک لحظه دلم واسه شهدا تنگ شد داشتم دیوونه می شدم که چرا ما لیاقت نداشتیم به شهادت برسیم یک لحظه یاد جمله : مرحوم دل سوخته نوکر اهل بیت سید جواد ذاکر افتادم که می گفت امام حسین (ع) یک لحظه نگاه می کنه و یک لحظه میخره و می بره ...

شهدا هم یک لحظه ارباب شون خرید و بردشون به وادعی جنون رسوندشون ...

شهدا شرمنده ایم ....


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 23:39  توسط خادمین الرضا ع  | 

الهی بمیرم برای ...

الهی بمیرم برای گریه ی مادرت حسین جان

                                        الهی بمیرم برای معجر خواهرت حسین جان

الهی بمیرم برای دلاوری که غرق خون شد

                                       الهی بمیرم برای رخ حسین که لاله گون شد

الهی بمیرم برای دختر بی پناهت آقا

                                       الهی بمیرم  برای  اشک و  نگاه  پاکت  آقا

الهی بمیرم  برای رخ  کبود دختر  تو

                                        الهی بمیرم برای سه ساله طفل ‌‌مظطر تو

الهی بمیرم برای گلوی ناز اصغر تو

                                        الهی  بمیرم  برای  مصیبتهای  اکبر  تو

الهی بمیرم برای دست بریده ی اباالفضل

                                        الهی بمیرم برای مشک دریده ی ابالفضل

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 13:42  توسط خادمین الرضا ع  | 

هیچ مگو

لقمان حکیم(ره)پسر را گفت:امروز طعام مخور و روزه دار و هر چه بر زبان راندی بنویس. شبانگاه همه آنچه را که نوشتی بر من بخوان انگاه روزه ات را بگشا و طعام خور.

  شبانگاه پسر هر چه نوشته بود خواند. دیر وقت شد وطعام نتوانست خورد. روز دوم نیز چنین شد وپسر هیچ طعام نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود نوشت وتا نوشته را برخواند آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد. روز چهارم هیچ نگفت شب پدر از او خواست تا کاغذها بیاورد و نوشته ها برخواند . پسر گفت: امروز هیچ نگفته ام تا برخوانم.لقمان گفت: پس بیا و از این نان که در سفره است بخور و بدان که روز قیامت آنان که کم گفته اند چنان حال خوشی دارند که اکنون تو داری.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 14:54  توسط خادمین الرضا ع  | 

شعر زیبای حاج عبدالرضا هلالی

مثل همیشه هیچ به روی خودت نیار                     این بار هم نیامده بودی سر قرار

گفتی اگر که عاشقی،کو نشانت                         من عاشقم، نشان به همین قلب بی قرار

به روی ریلهای زمان خیره مانده ام                       شاید تو را بیاورد از راه، یک قطار

حرف دلم عصاره این چندواژه است                      تا کی شکست، خرد شدن، بغض،انتظار؟

تقویم ها،نبود تورا ناله می کنند                            در سالهای ساکت و بی روح و مرگ بار

تقویم ، بی تو هرچه که هست قشنگ نیست        فرقی نمی کند، چه زمستان و چه بهار

حتی تمام فلسفه ها بی تو مبهم اند                    مرزی نمانده بین جهان،جبر، اختیار

دنیا پر است از همه چیزهای شوم                        از هر چه اتفاق عبث، تلخ، ناگوار

از زندگی به سبک حیوان، ولی مدرن                     یعنی که کار،پول،هوس،کار کار کار...

از ایسم های پر شده ازپوچ  پوچ  پوچ                      از طرز فکرهای طرفدار انتحار

از هرچه ریشه اش به حقیقت نمی رسد                 از ماسک های چهره نما، اسم مستعار

از جنگهای خانه برانداز و بی دلیل                            از قتل عام، بمب،ترور، چوبه های دار

دنیا شبیه بشکه های باروت شب به شب                نزدیک می شود به عدم، مرگ، انفجار

من شرط بسته ام که می آئی و مطمئن                  هستم برنده می شوم آخر در این قمار

یعنی که می رسی وجهان پاک می شود                  از هر چه جسم فاسد و اشباح نابکار

آنوقت با دو دست خودت پخش می کنی                   در بین تشنگان جهان، سیب آبدار

حرف دلم عصاره این چند واژه است                        تا کی شکست،  خرد شدن، بغض ، انتظار؟

این شعر اگر چه قابلتان رانداشته                            آقا فقط قبول کنیدش به یادگار

اصلا برای آنکه بفهمم چه گفته ام                            انگشت روی مصرع دلخواه خود گزار

یک شعر عاشقانه که می خوانیش و یا                    یک مشت درد و دل که نمی آیدت به کار

                                                                                                        یا صاحب الزمان....

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 1:39  توسط خادمین الرضا ع  | 

به سبک حاج عبدالرضا هلالی (ای عشقت نماز من ...)

ای ارباب بی کفن       یا ثارالله                   ای دارو ندار من         یا ثارالله

ای چشمت نگار من    یا ثارالله                  ای باغ و بهار من        یا ثارالله

ای ماه هر دو جهان     یا ثارالله                  ای سردار مهربان        یا ثارالله

ای سوز وگداز جان     یا ثارالله                   ای راس تو بر سنان    یا ثارالله

جنت رفته زیر دین      یا ثارالله                  در پیش صحن حسین   یا ثارالله

میگویم به شورو شین یا ثارالله                 عشقم بین الحرمین     یا ثارالله

ای رویای هر شبم      یا ثارالله                  نامت ذکر بر لبم          یا ثارالله

مدح تو شد عادتم     یا ثارالله                   سرمست شهادتم      یا ثارالله

گشته قاتلم خدا       یا ثارالله                   داغ  صحن  کربلا         یا ثارالله

مجنونم کرده خدا      یا ثارالله                   بوی  ایوان  طلا          یا ثارالله

                                                              شاعر: میثم کرمانی

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 1:50  توسط خادمین الرضا ع  | 

یا علی بن موسی الرضا (ع)

رفقا زیارت قبول!

قربون ایوون طلات صحن و سرات امام رضا

قربون لطف و صفات کبوترات امام رضا

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 1:29  توسط خادمین الرضا ع  | 

این انصاف نیست. دیگر بس است!

 

نميدانم ما را چه شده است؟

اين بلا از كجا بر سرمان نازل شد كه ديده هايمان بروي واقيعت بسته شده اند؟

روزي شعارمان نه شرقي و نه غربي بود. نه چپ و نه راست. حالا خودمان ادعاي چپ و راست داريم؟؟؟

در اين ويراژ دادنهاي سياسي جاي شهدايمان كجاست؟

اناني كه اگر نبودند الان يك مشت بعثي عراقي بر سرمان حكمفرما شده بودند و آنوقت ميفهميديم كه چپ و راست يعني چه و ......

تو را به خدا بس كنيد.

قصد حرف كليشه اي زدن ندارم.آخه كليشه و قهرمان پروري و از اين قبيل حرفها براي وقايعي است كه اين فاكتورها را نداشته باشند.جبهه هاي ما كه لبالب بود از هزاران هزارعملكردهاي متعالي و غير قابل باور و رفتارهايي كه بشر تا به امروز هيچ كدام از آنها را لمس نكرده است و نخواهد كرد...تورا به خدا فقط به اين جمله من توجه كنيد و اصلا تمام زواياي هشت سال جنگ تحميلي را رها كنيد:

( به حضرت عباس (ع) سينه جلوي سرب داغ و آهن و تركش تيز سپر كردن كار هر كسي نيست.گلوله هاي داغي كه وقتي تو گوشت بدن فرو بره صداي كباب كردن گوشت را به گوش ميرسونه و تا زماني كه خنك نشه ميسوزونه و هي ميسوزونه و هي ميسوزونه.....)

يه ذره وجدان و انصاف داشته باشيم.اونهايي كه تو بهشت زهرا و گلزار شهدا تو اقصي نقاط ايران آرميدند به خدا خيلي از من و تو زيبا تر از من و تو خوش تيپ تر و از همه مهمتر از من و تو تحصيل كرده تر بودند.قصد ندارم فقط شهداي عزيزمون رو در حصار همين چند تا واژه محصور كنم نه اصلا .

خيلي از شهداي ما اصلا شايد تحصيلات هم نداشتند ولي چه فاصله اي است حتي بين تحصيل نكرده هاي الان تا اون موقع....چه فاصله نجومي است بين تحصيل كرده هاي الان با اون موقع......

دوستان خيلي از ما ها نجنگيديم يا حتي سربازي هم نرفتيم.به خداوندي خدا جنگ ترس داره -مرگ داره- نقص عضو داره و اصلا به هيچ كس خوش نميگذره ولي چرا شهدا رفتند و شهيد شدند و درد كشيدند و اسير شدند و ......؟؟؟

جز بخاطر دين و ناموس و شرفشون بود؟؟

جز بخاطر شجاعت و روح بلندشون كه با اقتدا به سرور شهيدان عالم حضرت سيد الشهدا (ع) بود؟؟؟

تو را به خدا نگذاريم تو اين در گيريهاي عجيب و غريب سياسي ياد اون جوونها از ذهنها پاك بشه.

باشه هر گرايشي داري براي خودت ولي لااقل اجازه بدبد بين تمامي سليقه ها يك حس مشترك وجود داشته باشه و اون هم فرهنگ شهادت و ياد شهدا باشه.انشا الله

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 1:13  توسط خادمین الرضا ع  | 

تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

مهدی تویی حبیبم ای مونس غریبم                ای غائب از دو دیده رویت نما نصیبم

من را شراب نابت مستانه کرده ای یار           درمان قلب زارم هستی تو ای جهاندار

تاکی شود نبینم آن روی همچو ماهت             خون من ای نگارم باشد فدای راهت

مولا من از زمانه دارم چه شکوه هایی         می خوانمت شرر بار وقت است که بازآیی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 16:10  توسط خادمین الرضا ع  | 

عشق زینب×××به سبک حاج عبدالرضا هلالی(ای آسمان عصمت از چه زمین فتادی...)

 اي عشق و دين زينب           اي روضه هاي هرشب

 بـرمـابـكن نگاهـــــي            اي نــاله هــاي بر لـب

خــونيــن شده لبانــت

  از ضـرب خـيزرانـت

شــد داغ دختــرانــت(۲)                 (واویلتا واویلا)(۴)

 

اي كهكشــان هســتي           اوج  و سـرور مـسـتي

سايـه لطف ورحمـت             بر ما سـوي تـو هـستي  

پــور خيــرالورائــی

 از قـفـا سـر جـدايـي

سلطــان كــربـلايــی(۲)              (واویلتا واویلا )(۴)

 

درقـلب و ذهن ما تـو             كـاشـانـه كـردي اربـاب

فــرجــام كـل آمـال                مـردن رو پـاتِ اربـاب

من پست وبي فروغم

 دلـخـستـه و حـزيـنـم

هســتي تـو آبرويــم(۲)              ( واویلتا واویلا)(۴)

 

کرب وبلای تو باز                 خواب از چشمم ربوده

یاد ضریح عباس                 عقل  از  سرم  ربوده

بی تاب کربلایم

مجنون و بی نوایم

آقا بکن دعایم (۲)                  (واویلتا واویلا)(۴)

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 15:51  توسط خادمین الرضا ع  | 

گاهی وقتا وزن شعر بخاطر احساس درد از اعماق وجود بهم میریزه. مثل این!

یک عمر صدا کردم خدا را

خدایا کربلا خواهم

خداوندا دلم تنگ است

نوای نینوا خواهم 

خدایا هرچه دارد میثم بی کس بگیر از او

که در این آتش عشقش

ببین خونبار خونبارم  

همه بر من رسند گویند کربلا بودیم 

چه حالی بود و غوغایی

جه جایی بود و ماوایی

هنوز هم یاد آنروز همره ماست

عجب از تو چه تنهایی!؟

تا به حالا کربلا رفتی؟

ندارم من جوابی جز

فغان و آه و زاری، بی قراری

 صدایم بشنو ای مولای بی سر، کربلایی

چه خوش گفتندغریبان و گنهکاران عاشق

رسول ترک را گویم :

که با خوبان سرو سرّ داری وما را

در این دالان تاریک غم و درد

به تنهایی، به غربت می سپاری.

و این باشد ندای قلب میثم:

بر این دوری ز درگاهت کنم صبر

ولیکن اشک می بارم، شوم ابر بهاری

ببین مولا گدایت التماست می کند

تو را جان رقیه، اکبر و اصغر

تورا سوگند بر دستهای همان ماه منیر آسمانی

مرا کن کربلایی   مرا کن کربلایی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 12:55  توسط خادمین الرضا ع  | 

کلمات قصار امام حسن ابن علی(ع)

۱-و قال(عليه السلام): ما تشاور قوم الا هدوا الي رشدهم .

 

1- هیچ مردمی با هم مشورت نکنند مگر اینکه به درستی رهبری شوند.

 

2-و قال (علیه السلام): اللوم ان لا تشکر النعمه.

 

2- پستی و ناکسی این است که شکر نعمتی نکنی.

 

3- و قال (علیه السلام):الخیر الذی لا شر فیه : الشکر مع النعمه و الصبر علی النازله.

 

3- خیری که شر ندارد شکر با نعمت است و صبر بر ناگواری ها.

 

4-و قال(علیه السلام) لرجل ا بل من عله : ان الله قد ذکرک فاذکره و اقالک فاشکره.

 

4- به مردی که از بیماری فارغ شده بود فرمود : خدا یادت کرده یادش کن و از تو گذشت شکرش کن.

 

5-و قیل له: فیک عظمه. فقال (علیه السلام): بل فی عزه قال الله: و لله العزه و لرسوله و للمومنین.

 

5-به او گفته شد شما در بزرگی قرار دارید. حضرت در پاسخ فرمود: بلکه در من عزت است. خدا میفرماید:عزت ازآن خدا است و از آن رسولش و از آن مومنین.

(( 8-منافقون ))

 

6- و قال (علیه السلام):اذا لقی احدکم اخاه فلیقبل موضع النور من جبهته.

 

6-هر گاه یکی از شما به برادر خود برخورد باید محل نور از پیشانی او را ببوسد.

(یعنی محل سجده)

 

منبع:تحف العقول عن آل الرسول(ص)

    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 22:37  توسط خادمین الرضا ع  | 

نوحه به سبک خوش اومدی بابا (حاج عبدالرضا هلالی شب سوم محرم 1388)

   مرو مرو زهرا                                  زپیش من حالا

که بی تو می میرم                              نگار بی همتا

تو ای روح و جانم                                 زمانه پژمردت

غم محسنت بین                                چگونه آزردت 

                     وای وای(۲)مرو مرو زهرا

 سوز و گداز تو                                   راز و نیاز تو

ربوده تابم را                                      یاد نماز تو

دو چشم علی بر                                مسمار در مانده

برایت به هردم                                    روضه در خوانده

                   وای وای(۲)مرو مرو زهرا

صددفعه جون دادم                              از نفس افتادم

تا که رخت دیدم                                رفت از همه یادم

چشاتو دوباره                                   به روی من واکن

شدم بی حبیبه                                 منو تماشا کن

                     وای وای(۲)مرو مرو زهرا

عجل وفاتی را                                    مگو دگر زهرا

از غم نجاتی ده                                  غمکده مارا

بهشت و نگارم                                    فتاده در بستر

به خاک سیه بین                                نشسته شد حیدر

                      وای وای (۲)مرو مرو زهرا                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 20:52  توسط خادمین الرضا ع  | 

نوحه شهادت امام جواد (ع) به سبک {یاحسین غریب مادر ...}

باده ناب جوادی  دلمو کرده خدایی              

                                                          منم اون غلام سیاهت اگه قابلم بدانی

رویای من کاظمینه دل من به شوروشینه     

                                                          ضریح قشنگت آقا مثل شیش گوشه ی حسینه  

آقامن خسته وزارم گره افتاده بکارم             

                                                          جز حریم کاظمینت به کجا پناه بیارم

بوی عطرغربت اومد گل حق چه پرپراومد      

                                                          تشنه لب میون حجره قصه عمرش سراومد

فاطمه چشماش چه خون شدالعطش ورد زبون شد

                                                         آخه یک جرعه ی آبی واسه اربابم حروم شد

کبوتر ها سایه بونن روضه ای براش می خونن

                                                        روضه تن فتاده توی گودال رو می خونن  

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 13:52  توسط خادمین الرضا ع  | 

ترجمه دعای فرج آقا امام زمان عج به صورت نظم

یا الله(2) بمان برا ولیت       حجت روی زمینت  بقیه الله(2)

یاالله (2)درودتو براوباد       بر پدران او باد          بقیه الله(2)

یا الله(2)نگهدا وپیشوایی      یاور ورهنمایی     بقیه الله(2)

یا الله(2)روی زمین نشانی   قائم به مهربان     بقیه الله(2)

یاالله(2)افزون نما نعمت را   حکومت حجت را    بقیه الله(2)

                                   شاعر:حاج علی جندقی جعفری 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:9  توسط خادمین الرضا ع  |